تبليغاتX
عاشقی جرم قشنگیست - میروم از دیار قلبت به دشتی خشک.........

عاشقی جرم قشنگیست

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

میروم از دیار قلبت به دشتی خشک.........

ميروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا میبرم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

میبرم ، تا که در آن نقطه دور
شستشويش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زینهمه خواهش بیجا و تباه

میبرم تا ز تو دورش سازم
زتو،ای جلوه امید محا ل

میبرم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصا ل

آره می رم ولی بی تو چگونه
نیاز ساده ی من

تنها شنیدن صدای تو بود

تو دریغ کردی
و من نوشتم

نوشتم که تو مهربان

و قشنگ روزگار من هستی

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 0:49  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   |