تبليغاتX
عاشقی جرم قشنگیست -

عاشقی جرم قشنگیست

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

 

درد را از هر طرف بنویسی همان درد است مثل درد من مثل درد تو مثل درد همسایه

که دلش گرفته است و چراغ خانه اش را خاموش کرده است . من به روشنی بد نکرده

ام که تو افتاب کوچه مرا شکسته ای و قلبم را به رنج الوده ای و زخم خنجر بر پشت

من نهاده ای من و تو غباری بیش نیستیم در این ویرانسرا...یادت باشد.


من دلم تنگ کسی است که به دلتنگی من می خندد . باور عشق برایش سخت است ای

خدا باز به یاری نسیم سحر می شود ایا دل به نازک دل من بربندد ؟



گفته بودی...گفته بودی:که چرا محو تماشای منی؟ انچنان مات که یک دم مژه بر هم

نزنی....مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود....ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:34  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   |