بر حرمت ستاره ها قسمت داد و نیامدی
چشمم بر این جاده خشک آمد و تو نیامدی
این بغض سا لها تو را خواند و تو نیامدی
دل پر ز آه و فغان بود و درد ...
بر حرمت ستاره ها قسمت داد و نیامدی
از بس که به یاد تو بر این خاک گریستم
اشکم به خاک ثمر داد و تو نیامدی
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 21:10  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)
|
