تبليغاتX
عاشقی جرم قشنگیست - قلب من رو به تو پرواز مي كند

عاشقی جرم قشنگیست

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

قلب من رو به تو پرواز مي كند

 چشمانم رو منتظر نذار برای همیشه !

قلب من رو به تو پرواز مي كند

مرا ببخش ! از اين جرم بزرگ كه دوستي است و جنايت ها به مكافات آن رخ مي دهد

چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزيزم» خطاب كرده ام ، تعجب نكن . خيلي ها هستند كه

با قلبشان مثل آب يا آتش رفتار مي كنند . عارضات زمان ، آن ها را نمي گذارد كه از

قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ي طبيعي را در خودشان خاموش مي

سازند .

اما من غير از آن ها و همه ي مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبيعت به

من داده ، به قلبم بخشيده ام . و حالا مي خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از

انزواي خود به طرف تو پرتاب كنم و اين خيال مدت ها است كه ذهن مرا تسخير كرده

است

مي خواهم رنگ سرخي شده ، روي گونه هاي تو جا بگيرم يا رنگ سياهي شده ،

روي زلف تو بنشينم

من يك كوه نشين غير اهلي ، يك نويسنده ي گمنام هستم كه همه چيز من با

ديگران مخالف و تمام ارده ي من با خيال دهقاني تو ، كه بره و مرغ نگاهداري مي

كنيد متناسب است

بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور

اما هيهات كه بخت من و بيگانگي من با دنيا ، اميد نوازش تو را به من نمي دهد ، آن

جا در اعماق تاريكي وحشتناك خيال و گذشته است كه من سرنوشت نامساعد خود

را تماشا مي كنم

دوست كوه نشين تو  .................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 13:45  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   |