بودن هميشه پرمعناست
بخشيدن دوست، انتقام ملايم از اوست. گاهي رساترين فرياد زيبا ترين سكوت است
با تو بودن هميشه پرمعناست بي تو روحم گرفته و تنهاست با تو يک کاسه آب يک درياست بي تو دردم به وسعت صحراست
برای محافظت از عشقت انرا درون قلبم نهادم که دست کسی به ان نرسد اما افسوس که نمی دانستم روزی برای بردن ان قلبم را میشکنی
سرنوشتم به من آموخت که آغاز آشنایی ها سراب فریب دهنده جدایی هاست و این را واقعاََ وقتی دریافتم که می خواستم روحم را در یک چشمه ی آشنایی شستو شو دهم . اما ناگهان چشمه به گردابی مرگبار تبدیل شد و مرا به کام خویش کشاند.
به كه بايد دل بست؟ به كه شايد دل بست؟ سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است . هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را ـ گرم، پاسخ گويد نيست يك تن كه در اين راه غم آلوده عمر قدمي، راه محبت پوید.
چرا روي نقاشيا بيخودي سايه مي زني اين همه حرف خوب داريم حرف گلايه مي زني اگه منو دوست نداري راحت اينو بهم بگو چرا با حرفات و نگات بهم كنايه مي زني
