امشب با پرستوی مهاجر به دیدن تو امدم ولی تو رفته بودی تو یاد دادی که انتظار بکشم تا در انتهای جاده مسافر من از راه برسه
امشب با ستارهها به انتظار تو نشستم ....راستی چشمک ستارها به تو رسید؟؟؟!!!..

میدونی چقدر سخته تموم جاده ها رو بپیمونی ولی تو از اسمون بیای ولی باز بری مدتهاست سکوت کردم با اشکهایم خلوت میکنم و با قلوه سنگی راز دلم و میگم بزار تا وقت دارم و مسافرم نیومده تموم ستاره ها رو بشمورم تا همه بدون که تنهایی چقدر خوبه مدتهاست انتظار میکشم لبهایم اون و صدا میکنه قاب عکس تو طاقچه دلم خالی شده و منتظرم تا تو بیای و عکست و برارم تو قاب عکس و تو دلم جای بدم بارها نوشتم که نمیدانم منتظر چه کسی هستم ایا کسی منتظر من هست ایا درسته که میگن هر وقت احساس کردی توی هفت اسمون هیچکی و نداری و کسی نیست که دوست داشته باشه یه کی هست که تو دلش منتظر امدن تو هست یعنی درسته واقعی یا حرفه!!! تا حالا برای اشکهایم با کلمات بازی میکردم و بهونه ای جز تنهایی برای نوشتن نداشتم ولی اگه تو بیایی کلمات رو برای تو زنده نگه میدارم و برای تو مینویسم تا تو بدونی تقدیرم با تو کامل میشه روزنه ای خواهد بود کدامین روزنه روشنایی مهتاب و به من میرسونه
راستی با تو بودن برایم ارزو بود ولی با مهتاب نشستن و قصه لیلی رو خوندن یه رویاست
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 22:12  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)
|
هنوز احساست می کنم ....
و با تمام وجود وبیشتر از همیشه می خواهمت !!
هنوز هم تو را می خواهم بهانه ام ...!
می خواهم در تمام لحظات تلخ و شیرین زندگیم در کنارم باشی !!
وقتی که زمان برایم به کندی می گذرد
یاداوری خاطرات توست که به این دلم آرامش می دهد!
باور کن که اگر فراموش کردن برایم راحت و ممکن بود تا کنون فراموشت کرده بودم
همچنان که برای رسیدن به تو خود را فراموش کرده ام
و در آخر باید بگویم که:
عشق تو در قلب من هدیه ای جاودانه است
برای زنده بودنم.... قشنگ ترین بهانه است!
پس برای زنده بودنم دلیل آخرینم باش
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 13:51  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)
|
روزهای ابری را باید فراموش کرد اما هرگز لبخند های شیرین دوستان را نباید فراموش کرد
روزهای را که تنها بودی فراموش کن اما خوشبختی هایت را هرگز فراموش نکن
بدبختی ها را که با آن مواجه می شوی فراموش کن اما دقایق عمرت را فراموش نکن
شکست هایت را فراموش کن اما روهایت را فراموش نکن
نقشه هایی که به نتیجه نرسیده اند را فراموش کن اما درسهایی که آموخته ای فراموش نکن
اشتباهایت را فراموش کن اما پیروزی هایت را فراموش نکن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 13:46  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)
|