تبليغاتX
عاشقی جرم قشنگیست

عاشقی جرم قشنگیست

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

رندگی..........

دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که

 

تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را

 

دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني

 

 

 

اين  دارو ندارم بردی ....... دیگه چی میخوای

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 20:46  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   | 

. لازم نيست كسي غير از خودتان باشيد. فقط كافي است از كسي كه قبلا بوده ايد بهتر باشيد.

. يك همسر فقط همراه آدم نيست، او كل تقدير ماست.

. انسان، عاشق زيبايي نمي شود. بلكه آنچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست.

. زندگي آن نيست كه هر چه مي خواهيد داشته باشيد، بلكه آن است كه هر چه را داريد، بخواهيد.

. كسي كه نمي تواند احمق شود، نمي تواند عاقل باشد.

. چنان شيرين زبان نباشيم كه ما را يك دفعه بخورند و چنان تلخ زبان نباشيم كه از دهان يك دفعه پرتمان كنند.

. بزرگي را به كسي نمي بخشند، بايد خود آن را به دست آوريم.

. گاهي اوقات در زندگي خيلي زود، ديــــــــــــر مي شود.

. براي اينكه بزرگ باشي، نخست كوچك بودن را تجربه كن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 9:4  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 14:10  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   | 

واقعاراستی::لازمه::هرکاریه


 

 شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو. لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را

حفظ کن. حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير. ضروري ترين

کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن. سالم ترين کلمه "سلامتي"است... به آن

اهميت بده. اصلي ترين کلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد کن. بي احساس ترين

کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش. دوستانه ترين کلمه "رفاقت"است... از آن

سوءاستفاده نکن. زيباترين کلمه "راستي"است... با آن روراست باش

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 12:35  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   | 

به کسي عشق بورز که لايق عشق باشد نه تشنه عشق چون تشنه سيراب ميشود

بهترین خاطراتم رو می سپارم به دست باد شاید یه روز به گوشت برسونه !!
 
 
قلبم میزنه برای عشقت
 
من که قلبم هنوزم میزنه برای عشقت
 
زندگیشو جا گذاشته توی ماجرای عشقت
 
قلبم میزنه برای عشقت
 
تو یه عشقی که همیشه میمونه تو خطراتم
 
تو گذاشتی وپریدی من هنوزتوماجراتم
 
قلبم میزنه برای عشقت
 
من یه دلداده خسته توکتابای نبسته
 
تویی  عکس یه عروسک که تو آیینه نشسته
 
قلبم میزنه برای عشقت
 
کاش دلش نیاد زمونه برای ما کم بزاره
 
کاش دنیا ما دو تا روسر راه هم بزاره
 
قلبم میزنه برای عشقت
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 21:19  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   | 

عشق یعنی ............

عشق يعني بوييدن گل از لاي در باغ

عشق يعني التهاب التماس

عشق يعني مرواريد ،يه قطعه الماس

عشق يعني زلالي رود وجود

عشق يعني به درگاه يار به سجود

عشق يعني مستي از جام نگاه دوست

عشق يعني پستي رانده شدن از در دوست

عشق يعني صداي تيشه فرهاد

عشق يعني مجنون از ليلي به فرياد

عشق يعني گداختن در انتظار

عشق يعني خطر كردن با اختيار

عشق يعني ديدن خنده يار

عشق يعني سيل اشك ،بي اختيار

عشق يعني بودن لب روي لب

عشق يعني صبر لبالب

عشق يعني شرمساري ايوب

عشق يعني يوسف واسه يعقوب

عشق يعني دوست داشتن بي انتها

عشق يعني ايستادن و سوختن تا انتها

عشق يعني رنگ سرخ شقايق

عشق يعني پارو واسه قايق

عشق يعني ترنم زيباي بارون

عشق يعني نفير صداي كارون

عشق يعني همه زيبايي ديدن

عشق يعني خود نديدن ،يار ديدن

عشق يعني رنگين كمان را يك رنگ ديدن

عشق يعني بر عاشقي دم مسيحا دميدن

عشق يعني رنگ آبي آسمون

عشق يعني وسعت دريا مث مهربون

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 21:5  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   | 

یعنی ارزش و عدالت عشق انقدر کمه؟

 

 شاید واقعا کمتر کسی بتونه بفهمه 
 

وقتی با تموم وجودت عاشقی اما باید از همه ی این احساسات  خیلی ساده تر از عاشقیت

بگذری .چون فقط وفقط به فکر اونی . بخدا خیلی سخته نگاهتو برای همیشه ازش بدزدی چون اونو دیگه

نمیتونی بشناسی .آره واقعا حقیقت داره که وقتی عاشق شدی نباید اون بدونه .خیلی سخته اونقدر

سخت که چشماتم دیگه یاریت نمیده ،منم یکی از همون آدما دیگه طاقتم تموم شده چند روز چند

ساعت چند سال عاشق بمونم تا کی ؟ هیچ جوری از این موضوع رها نمیشم .اشتباه من اینه که

عاشق شدم؟ مگه من خودمو عاشق کردم . چرا اونی که عاشقم کرد به فکر این نبود که یه روزی مثل

الان این حق و دارم که با همه ی وجودم فریاد بزنم بابا  پس تکلیف این همه علاقه چی میشه؟ جز اینه

که مثل هربار به جای شکوه راهیه دیاری کردمش که پر از دعای سلامتی و خوشبختیشه  نگاه  سردمو

به زمین خدا میدوزم و حالا توی تنهایی خودم این حق و پیدا کردم با تموم وجودم گریه کنم ولی دیگه چه

فایده وقتی هیچ وقت نتونستم بهش بگم پس حق من چی؟ من از این گریه های یواشکی خسته

شدم . چرا نباید بدونه چی به سره دلم اومده؟ مثل همیشه دلم به چشمام و چشمام به فکرم .همه به

همه دستور میدن دختر صبور باش گذشت کن . این وسط فقط روحمه که دیگه جونی نداره . و من

شرمنده ی چشمام .شرمنده ی دلی که هربار از طرف یکی شکسته .. من چی دارم که از خودم دفاع

کنم. جز اینکه سکوت کنم چون عاشقم؟یعنی ارزش و عدالت عشق انقدر کمه؟

 زیر بارون گریه کردم اشکامو نبینی !!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 21:2  توسط (¯`·._. رهگذر گمنام ._.·´¯)   |